هربار به تو فکر می‌کنم

یکی از دکمه‌هایم شل می‌شود

انقراض آغوشم یک نسل به تأخیر می‌افتد

و چیزی به نبضم اضافه می‌شود

که در شعرهایم نمی‌گنجد

کافی‌ست تو را به نام بخوانم

تا ببینی لکنت عاشقانه‌ترینِ لهجه‌هاست

و چگونه لرزش لب‌های من

دنیا را به حاشیه می‌برد

دوستت دارم

با تمام واژه‌هایی که در گلویم گیر کرده‌اند

و تمام هجاهای غمگینی

که به خاطر تو شعر می‌شوند

دوستت دارم با صدای بلند

دوستت دارم با صدای آهسته

دوستت دارم ...

و خواستن تو جنینی است در من

که نه سقط می‌شود

نه به دنیا می‌آید