لکنت
هربار به تو فکر میکنم
یکی از دکمههایم شل میشود
انقراض آغوشم یک نسل به تأخیر میافتد
و چیزی به نبضم اضافه میشود
که در شعرهایم نمیگنجد
کافیست تو را به نام بخوانم
تا ببینی لکنت عاشقانهترینِ لهجههاست
و چگونه لرزش لبهای من
دنیا را به حاشیه میبرد
دوستت دارم
با تمام واژههایی که در گلویم گیر کردهاند
و تمام هجاهای غمگینی
که به خاطر تو شعر میشوند
دوستت دارم با صدای بلند
دوستت دارم با صدای آهسته
دوستت دارم ...
و خواستن تو جنینی است در من
که نه سقط میشود
نه به دنیا میآید
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۹/۱۰/۰۵ ساعت 13:29 توسط
|