به ديدارم بيا هر شب
به ديدارم بيا هر شب
در اين تنهايي تنها و تاريک خدا مانند
دلم تنگ است.
بيا اي روشن اي روشنتر از لبخند
شبم را روز کن در زير سرپوش سياهي ها
دلم تنگ است.
بيا بنگر چه غمگين و غريبانه
در اين ايوان سرپوشيده وين تالاب مالامال
دلي خوش کرده ام با اين پرستوها و ماهي ها
و اين نيلوفر آبي و اين تالاب مهتابي .
.... شب افتاده است و من تنها و تاريکم .
و در ايوان من ديريست
در خوابند
پرستوها و ماهي ها و آن نيلوفر آبي
بيا اي مهربان با من !
بيا اي ياد مهتابي !

+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۹/۰۲/۲۶ ساعت 10:14 توسط
|