من قاتل ستاره ام اقرار می کنم

خود را در این محاکمه بر دار می کنم

ای دشنه ها امان ندهید امشبم که صبح

شهر از گناه خویش خبردار می کنم

زل می زنم به پنجره مه گرفته ام

آفاق را به چشم خودم تار می کنم

کابوس ها محاصره ام کرده اند آی!

غرق سیاهکاریم اقرار می کنم

خون کبوتران حرم گردنم گرفت

این بار چندم است که تکرار می کنم

شب در حریم چشم تو محکوم می شوم

صبح آنچه را که گفته ام انکار می کنم

گم می شوم میان غبار پیاده رو

پاییز را به دوش خود آوار می کنم

مشتی دروغ محض به نام ترانه اند

مجموعه ای روانه بازار می کنم