دلپذیر
قصد من فریب خودم نیست ، دل پذیر !
قصد من
فریب خودم نیست.
تو این جایی و نفرین شب بی اثر است.
در غروب نازا ، قلب من از تلقین تو بارور می شود.
با دست های تو من لزج ترین شب ها را چراغان می کنم .
من زندگی ام را خواب می بینم
من رویا هایم را زندگی می کنم
من حقیقت را زندگی می کنم
کنار بهار به هر برگ سوگند خوردم
و تو
در گذر گاه های شب زده
عشق تازه را اخطار کردی.
من هلهله ی شب گردان آواره را شنیدم
در بی ستاره ترین شب ها
لبخندت را آتش بازی کردم
و از آن پس
قلب کوچه خانه ی ماست.
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۹/۰۵/۰۳ ساعت 11:52 توسط
|