از من چه می ماند
وقتی تو با من نیستی از من چه می ماند ؟
از من جز این هر لحظه فرسودن چه می ماند ؟
از من چه می ماند جز این تکرار پی در پی ؟
تکرار من در من ، مگر از من چه می ماند ؟
غیر از خیالی خسته از تکرار تنهایی
غیر از غباری در لباس تن چه می ماند؟
از روزهای دیر بی فردا که می آید ؟
از لحظه های رفته ی روشن چه می ماند؟
از من اگر کوهم ، اگر خورشید ، اگر دریا
بی تو میان قاب پیراهن چه می ماند؟
بی تو چه فرقی می کند دنیای تنها را ؟
غیر از غبار و آدم و آهن چه می ماند؟
وقتی تو با من نیستی از من که می پرسد؟
از شعر و شاعر جز شب و شیون چه می ماند؟
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۹/۰۵/۰۳ ساعت 11:57 توسط
|