شهید
بعد از این در میان قاب عکس- بر مزارت همیشه میبینی
منم و روزگار سرد سگیم-منم و یک هزاره غمگینی
بند،بند و ترک،ترک شده ام-چهره ای در هم و هراس انگیز
مثل نقش شکسته ی یک مرد-روی یک ظرف کهنه ی چینی
با غمت خیره میشوم در عکس-وتو هم خیره میشوی در من
داری از باغ زرد اشعارم- خاطراتی قشنگ میچینی
تو شهیدی برای تشییع ات- کاسه لیس زیادی آمد و من
متنفر از این جماعت پست-و از این اشک های تزئینی
در خودم درد میکشم هر دم-میخورم چون خوره وجودم را
تو که حالا در اسمان هستی-وضع ما را چگونه میبینی
خون تو نان عده ای گشته- و تو هم تا همیشه بعد از این
بر مزارت زیاد میبینی-مگسانی که گرد شیرینی...

+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۹/۰۹/۰۷ ساعت 8:59 توسط
|