برفرض که من با دل تو یار نبودم

یاخالِ لبت بود و گرفتار نبودم

امّا گلکم!خرده مگیر از من خسته

دربرزخ چشمان تو هوشیار نبودم

من با غم تو مرد شدم مرد شدم، مرد

پیش از غم تو داخل آمار نبودم

نام تو اگر بر دهنم بوسه نمی زد

اینقدر به تقدیر وفادار نبودم

تو بیشتر از آنچه تصوّرشده بودی

من مطّلع ازقیمت بازارنبودم!

هر روز ترا پای غزل گریه نوشتم

با این که شبیه شب عزادارنبودم

رفتم بنویسم چه کسی پرده دری کرد

درحوصله یِ صحبتِ خودکارنبودم

پروانه شدم دورِپریشانِ تو،هرچند

درقصّه ی کوتاه تو بسیارنبودم

عیبی به تریبون و تو و همهمه ها نیست

من باب دل خلوت حضّارنبودم!